پارمیدا خانم ما هم ۲ ساله شد. مامان بزرگ و خاله ها و شوهرخاله های پارمیدا به اتفاق دایی مهدی زحمت کشیدند و اومدند تهران فقط برای اینکه تولد فرشته کوچولوی ما رو جشن بگیرند. پارمیدا و من خیلی ازشون ممنونیم. مخصوصا خاله مینا که اصلا فکر نمی کردم بتونه بیاد با وجود کار و مشغله زیادش اون همه راه رو از اصفهان اومد اینجا.... به ما که خیلی خوش گذشت امیدواریم که به اونا هم خوش گذشته باشه.
تولد ۲ سالگی پارمیدا یه حسن دیگه هم داشت و اون حضور دوستای گل پارمیدا یعنی همبازیهای جدید پارمیدا بود که همشون تو ساختمان خودمون زندگی می کنن و هم پارمیدا خیلی دوستشون داره و هم اونا خیلی پارمیدا رو دوست دارن....
عکسای زیادی فعلا از تولد پارمیدا ندارم به جز چند تا که خاله مینا برامون فرستاده. آخه عمو رضا زحمت عکاسی رو روز تولد به عهده داشت و ....
فعلا همین چند تا عکس به اضافه چند عکس جدید از پارمیدا رو می ذارم:
![]()
اینهم عکسای وقتی که پارمیدا با سر رفت تو کتاب! ![]()
![]()


































